محمد اشرف علوى عاملى
47
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
امرى از براى امرى فرع ثبوت مثبت له است با وجود آن كه در امور ممتنعه حكم مىكنند و اين معنى در اينها نيز جارى است ؛ پس لهذا محقّقين به وجود ذهنى قائل شدهاند ، و باقى به ثبوت معدومات . و اين مذهب جمعيست كه در بديهيّات مكابره مىكنند ، به جهت آن كه عقل حاكم است به اين كه واسطه ميان موجود و معدوم نيست ، و ثبوت عين وجود است ، و به غير وجود چيزى نيست . قال : و كيف تتحقّق بدونه مع اثبات القدرة و انتفاء الاتّصاف . « 1 » چون بعيد است مقالهء اين قوم و عين مكابره است ، شروع نموده مصنّف - رحمه اللّه - در استدلال بر بطلان قول ايشان . بدان اين را كه اين جماعت كه به ثبوت معدومات قائل شدهاند ، رفتهاند به اين كه قدرت را اثرى در نفس ذوات نيست ، به جهت آن كه اين ذوات در عدم ثابتند و مستغنيند از مؤثّر در گردانيدن اينها را ذوات ، و در وجود نيز قدرت را اثرى نيست ، و وجود محتاج به مؤثّر نيست از جهت آن كه وجود نزد ايشان حال است ، و حال امريست غير مقدور ، و ثابت است كه اتّصاف ماهيّت [ الف - 13 ] به صفت ثابت در اعيان نيست ، بلكه اين اتّصاف امر اعتبارى است ، و الّا تسلسل لازم مىآيد از جهت آن كه اين اتصاف به ثابت « 2 » اگر ثابت در اعيان باشد ، پس شريك با موجودات در اين ثبوت خواهد بود ، و ممتاز خواهد بود از آنها به خصوصيتى و اتّصافى ، و ما به الاشتراك مغاير ما به
--> ( 1 ) . كشف المراد / 32 ( 2 ) . ن : - به ثابت